تنجح

متضادها

شکست خوردن، ناکام ماندن

لغت نامه دهخدا

تنجح.[ ت َ ن َج ْ ج ُ ] ( ع مص ) روایی خواستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): تنجح الحاجة تنجزها؛ ای طلب قضأها ممن وعده ایاها. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

روایی خواستن.

جمله سازی با تنجح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زيد كه مظهر جميع صفات عاليه بود، دو صفت از بهترين صفات كماليه را كه عبارت از((صبر)) و ((راستگوئى )) مى باشد شعار خويش قرار داد و نگين انگشتر خود را باآن زينت داده بود و آن دو جمله (( اصبر تؤ جر - اءصدق تنجح )) يعنى ((شكيبا باشتا به پاداش آن برسى )) و ((راستگو باش تا نجات يابى )) نقش خاتم ((زيد))فرزند انقلابى امام سجاد (عليه السلام ) بود.(17)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران