لغت نامه دهخدا
تسالیان. [ ت ِ ] ( اِخ ) تسالین مردم تسالی رجوع به تسالی و تاریخ ایران باستان ج 2 ص 1225، 1293، 1393، 1695، 1809، 1888 شود.
تسالیان. [ ت ِ ] ( اِخ ) تسالین مردم تسالی رجوع به تسالی و تاریخ ایران باستان ج 2 ص 1225، 1293، 1393، 1695، 1809، 1888 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرا ایستادهاید؟ آیا از عهدهٔ اشخاصی هم که میخواهند فرار کنند بر نمیآیید؟" تسالیان این سخن را عین حقیقت تصور کرده و جرئت یافته حملات سخت به دستهٔ مازه کردند و پس از آن عقبنشینی این سردار بزودی مبدل به فرار شد؛ ولی چون سردار مقدونی از جهت این سستی اطلاع نداشت برای تعقیب فراریان نمیکوشید؛ بنابراین مازه فرصت یافت که از دجله گذشته و با بقیهٔ دستهٔ خود مستقیماً به طرف بابل رانده و به آنجا پناه برد..