ترعی

لغت نامه دهخدا

ترعی. [ ت َ رَع ْ عی ] ( ع مص ) چریدن ستور. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). ترعت الماشیة و ارتعت ترعیاً و ارتعاء. ( از اقرب الموارد ).
ترعی.[ ت ِ عی ی ] ( ع ص ) مرد نیکو چراننده و نیکو سیاست کننده شتران. یا آن که شتربانی پیشه او و پیشه پدران اوست. ( منتهی الارب ). رجل ترعایة. ( ناظم الاطباء ). تِرعْایة. تراعیة [ ت ِ / ت ُ ی َ ]. نیکو چراننده شتر. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ترعایة و ترعیة شود.

فرهنگ فارسی

مرد نیکو چراننده و نیکو سیاست کننده شتران یا آنکه شتربانی پیشه او و پیشه پدران اوست رجل ترعایه ترعیه و تراعیه نیکو چراننده شتر.

جمله سازی با ترعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناحیه ترعی باینان (به عربی: دائرة ترعی باینان) یک ناحیه در الجزایر است که در استان میله واقع شده‌است.

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز