لغت نامه دهخدا
ترساندر. [ت ِ ] ( اِخ ) یکی از اشخاص عمده ولایت ارخمن یونان که معاصر هردوت بود و تاریخ نویس یونانی مطالبی از وی نقل کرده است. رجوع به ایران باستان ج 1 ص 839 شود.
ترساندر. [ت ِ ] ( اِخ ) یکی از اشخاص عمده ولایت ارخمن یونان که معاصر هردوت بود و تاریخ نویس یونانی مطالبی از وی نقل کرده است. رجوع به ایران باستان ج 1 ص 839 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میروپ (به یونانی: Μερόπη) در اساطیر یونانی یکی از هفت نیمف پلیادس، دختر اطلس و پلیون است. پلیادس حوریهای باکره و همراهان الهه شکار آرتمیس به شمار میرفتند. میروپ در بین هفت خواهر از همه کوچکتر بود و در جزیره خیوس زندگی میکرد و اغلب توسط اوریون شکارچی مورد تعقیب قرار میگرفت. اما میروپ به اوریون علاقهای نداشت و بالاخره با پادشاهی فانی به نام سیزیف ازدواج کرد. آنها صاحب چندین فرزند پسر از جمله گلاکوس، آلموس و ترساندر شدند.
💡 تیسامنوس (انگلیسی: Tisamenus) در اساطیر یونانی از پادشاهان تبای و فرزند ترساندر و دموناسا (دختر آمفیاروس) بود.هنگامیکه پدرش در جریان جنگ تروآ کشته شد، پنلئوس نایبالسلطنه وی شد تا تیسامنوس به سن مناسب برسد.