تخرص

لغت نامه دهخدا

تخرص. [ ت َ خ َرْ رُ ] ( ع مص ) دروغ گفتن.( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). افترا کردن بر کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دروغ گفتن و افترا کردن.( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). قال ابوتمام:
تخرصاً و احادیثاً مُلفَّقةً
لیست بنبع اذا عدت و لا غَرَب.( اقرب الموارد ).
تخرص. [ ت ِ رِ ] ( معرب، اِ )یکی تخریص. ( المعرب جوالیقی ). رجوع به تخریص شود.

فرهنگ فارسی

یکی تخریص.

جمله سازی با تخرص

💡 منطق متفكران مشرك همان چيزى است كه خداوند از ايشان نقل مى كند: سيقول الذين اءشركوا لو شاءالله ما اءشركنا و لا اباؤ نا و لا حرمنا من شى ء كذلك كذب الذين من قبلهم حتى ذاقوا باءسنا قل هل عندكم من علم فتخرجوه لنا ان تتبعون الا الظن و ان اءنتم الا تخرصون * قل فلله الحجة البالغة فلو شاء لهديكم اءجمعين. (302) بيان دليل باطل ايشان نزد پروردگار آن است كه ايشان پس از اعتراف به وجود خداوند و خالق آسمان ها و زمين و رب الاءرباب بودن او، در ربوبيت جزئيه براى او شريك مى پنداشتند؛ به گونه اى كه ادعا مى كردند انسان داراى رب خاصى است كه تدبير و رزق و سعادت او به دست آن رب است و نيز دريا و خشكى رب خاص دارند. از اين جهت به ارباب متفرق اعتقاد داشتند.

💡 منطق متفكران مشرك همان چيزى است كه خداوند از ايشان نقل مى كند: سيقول الذين اءشركوا لو شاءالله ما اءشركنا و لا اباؤ نا و لا حرمنا من شى ء كذلك كذب الذين من قبلهم حتى ذاقوا باءسنا قل هل عندكم من علم فتخرجوه لنا ان تتبعون الا الظن و ان اءنتم الا تخرصون * قل فلله الحجة البالغة فلو شاء لهديكم اءجمعين. (302) بيان دليل باطل ايشان نزد پروردگار آن است كه ايشان پس از اعتراف به وجود خداوند و خالق آسمان ها و زمين و رب الاءرباب بودن او، در ربوبيت جزئيه براى او شريك مى پنداشتند؛ به گونه اى كه ادعا مى كردند انسان داراى رب خاصى است كه تدبير و رزق و سعادت او به دست آن رب است و نيز دريا و خشكى رب خاص دارند. از اين جهت به ارباب متفرق اعتقاد داشتند.