تجازی
لغت نامه دهخدا
تجازی. [ ت َ ] ( ع مص ) تجازی دَین بر کسی؛ تقاضای وام خود کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تقاضای وام کردن. ( آنندراج ): و کذلک تجازی بدینه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پاداش عمل خواستن. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
تجازی دین بر کسی ٠ تقاضای وام کردن ٠
جمله سازی با تجازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امپالا برای تحلیلگران داده و پژوهشگران علمی که بر روی دادههای ذخیرهشده بر روی هادوپ کار میکنند مناسب اعلام شدهاست. این دادهها را میتوان از طریق SQL یا ابزارهای تجازی هوشمند مورد استفاده قرار داد. نتایج حاصله خوراک اولیه را برای پردازش در حجم وسیع را که برای نگاشتکاهش فراهم میکند. همچنین میتوان به پرسشهای تعاملی در همان سیستم دستیافت. بدین ترتیب دادههای و ابر دادهها بدون نیاز به مهاجرت دادهها به سیستمهای دیگر را فراهم میکند.