لغت نامه دهخدا
تاتران.( اِ ) این کلمه در بحر الجواهر مانند مترادفی برای راسن ( سوسن کوهی ) آمده است. و در جای دیگر نیافتیم.
تاتران.( اِ ) این کلمه در بحر الجواهر مانند مترادفی برای راسن ( سوسن کوهی ) آمده است. و در جای دیگر نیافتیم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نان پنیر، نان پستانی، نان سرموکی، نام سبزی، نان جزغاله، نان قلیه (قیمه) نان خشکی، نان ته تغاری، نان جوین، نان کوله، نان روغن جوش، نان کماچ، نان جانجانی، نان گاورسی، نان سمنو، نان شلغمی، نان تاتران، نان سمبه، نان قلفی
💡 ندود در شهر خِپ متولّد و در اسکالْنا، واقع در شهرستان کارلووی واری، بزرگ شد. در پنج سالگی فوتبال را در باشگاه تاتران آنجا آغاز کرد. در همان سالها با انجام تمرینات زیاد و قابل توجه، حس جاه طلبی زیادی از خود نشان میداد. در سال ۱۹۸۵، وقتی هنوز پانزده سال داشت، تیم جوانان خپ او را جذب کرد، اما نتوانست مدت زیادی وی را نگه دارد. تنها بعد از گذشت یک سال به اسکودا پیلسن پیوست.