بی مسلک
عبارت «بی مسلک» به معنای عدم وابستگی یا تعلق به یک مذهب، عقیده یا سیستم فکری خاص است. این واژه معمولاً به افرادی اطلاق میشود که هیچگونه تعهدی به یک مکتب فکری، دینی یا سیاسی ندارند و به نوعی به دنبال آزادی از قیود و محدودیتهای ناشی از این تعلقات هستند. افرادی که بی مسلک هستند، معمولاً به دنبال حقیقت و واقعیتهای زندگی بدون وابستگی به باورهای خاص میباشند. این ویژگی میتواند به عنوان نشانهای از آزادی فکری و عدم تعصب تلقی شود. با این حال، در برخی موارد، این واژه میتواند بار منفی داشته باشد و به عدم پایبندی به اصول اخلاقی یا اجتماعی اشاره کند. به عبارت دیگر، بی مسلکی میتواند به معنای فقدان هویت یا عدم تعهد به ارزشها و باورهای اجتماعی نیز باشد.
مترادفها
بیاصول، بیهدف، بیانضباط، بیبندوبار
متضادها
با مسلک، با اصول
لغت نامه دهخدا
بی مسلک. [ م َ ل َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مسلک ) بی مرام. بی راه. رجوع به مسلک شود.
فرهنگ فارسی
بی مرام. بیراه
جمله سازی با بی مسلک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رضاشاه، پیامی برای کدمن فرستاد که میگفت ایران بیش از این نمیتواند ناظر آن باشد که درآمدهای عظیم نفت به جیب کمپانی سرازیر شود، در حالی که خود از آن محروم مانده است. روزنامهً «ستاره ایران» در شمارهً ۵ نوامبر ۱۹۲۸ خود نوشت: «امتیازنامهٔ دارسی به وسیله یک حکومت فاسد و بیاطلاع داده شده که اعضای آن از سرمایهگذاران سود پرست و بی مسلک خارجی رشوه گرفته بودند تا ملت ایران را فریب دهند.»
💡 آن فرد بی مسلک که هیچ اصول و ارزش ثابتی در رفتارهای اجتماعی خود ندارد، باعث شده است که اعتماد اطرافیان و دوستان نزدیکش را به طور کامل از دست بدهد.
💡 در دنیای تجارت، برخورد با یک تاجر بی مسلک که وعدههای دروغین میدهد میتواند خسارات مالی بسیار سنگینی برای کسب و کار فعلی شما به همراه داشته باشد.
💡 ما نباید در تصمیمگیریهای حساس زندگی خود به افراد بی مسلک تکیه کنیم، زیرا آنها در مواقع بحرانی اولین کسانی هستند که وفاداری خود را نشان نمیدهند.