بی سوال

بی سوال

کلمه «بی سوال» به معنای «بدون سؤال» یا «بدون پرسش» است. این اصطلاح معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فردی بدون نیاز به توضیح یا پرسش اضافی، به موضوعی پاسخ می‌دهد یا به یک وضعیت خاص واکنش نشان می‌دهد. به عنوان مثال، وقتی می‌گوییم «او بی سوال پذیرفت»، به این معناست که فرد بدون هیچ گونه تردید یا پرسشی، موضوع را قبول کرده است. این نوع واکنش می‌تواند نشان‌دهنده اعتماد به نفس، اطمینان یا حتی تسلیم باشد. در برخی موارد، «بی سوال» می‌تواند به معنای پذیرش شرایط یا تصمیمات دیگران نیز باشد، بدون اینکه فرد بخواهد در مورد آن توضیح بیشتری بخواهد. این اصطلاح می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مانند روابط اجتماعی، مذاکرات، یا حتی در محیط‌های کاری به کار رود.

لغت نامه دهخدا

بی سؤال. [ س ُ آ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) ( از: بی + سؤال ) بدون پرسش. ( ناظم الاطباء ). آنکه از کسی سؤال نکند. ( آنندراج ).
- بی سؤال و جواب؛ناگزیر. ( یادداشت مؤلف ).
|| بدون تمنا و درخواست. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به سؤال شود.

فرهنگ فارسی

بدون پرسش ٠ آنکه از کسی سوال نکند ٠

جمله سازی با بی سوال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بده ز لعل لبت بی سوال کام دلم که نیست کشته عشق تو را زبان سوال

💡 گفت: تواند بود که تا آنجا برسم نمانده باشم. نقلست که یکبار شوق بر وی غالب شد ستونی بود برخاست و آن ستون را در کنار گرفت وچندان بفشرد که بیم آن بود که آن ستون پاره شود و او را کلماتی است عالی. گفت علامت جوانمرد سه چیز است یکی وفا بی خلاف. دوم ستایش بی خود. سوم عطائی بی سوال.

💡 مده امان که صدف وا کند دهن به سوال چو بی سوال گهربارمی توانی شد

💡 احسان بی سوال زبان بند خواهش است از دست کوته است زبان گدا بلند

دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز