بکتوزن
لغت نامه دهخدا
بکتوزن. [ ب َ زَ ] ( اِخ ) بکتوزون. بِگتوزون ابوالفوارس و بقولی ابوالحارث ؟ ملقب به سنان الدوله، سپهسالار خراسان و حاجب سالار اواخر عهد پادشاهان سلسله سامانی ودر عهد امیر منصور دوم سامانی سپهسالار خراسان بود وابوالقاسم سیمجور را که با او بمنازعه برخاسته بود شکست داد. ( ربیعالاول سال 388 هَ. ق. ) اما از عهده محمود غزنوی که ظاهراً بدعوت و تحریک امیر منصور دوم بقصد نیشابور آمده بود بر نیامد و از پیش او بگریخت و با فائق خاصه همدست شد و امیر منصور دوم را معزول و کور کردند و بردارش عبدالملک دوم را به امارت نشاندند ( سال 389 هَ. ق. ). در همین سال چون ایلک خان به بخارا آمد بکتوزن را نیز با سایر امرا و رجال و شاهزادگان سامانی بگرفت و بند نهاد و به اوزکند فرستاد و وی هم در حبس درگذشت. ( از دایرة المعارف فارسی ).
جمله سازی با بکتوزن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بَکْتوزون یا بِگتوزون سپهسالار خراسان و از امیران ترک در پایان روزگار سامانیان بود. ☃☃ بکتوزون، ابوالقاسم سیمجور را که با او به منازعه برخاسته بود در ربیعالاول سال ۳۸۸ هجری قمری شکست داد. اما از عهدهٔ سلطان محمود غزنوی که ظاهراً بهدعوت و تحریک منصور بن نوح سامانی بهقصد نیشابور آمدهبود بر نیامد و از پیش او گریخت و با فائق خاصه همدست شد و امیر منصور دوم را معزول و کور کردند و بردارش عبدالملک دوم را سال ۳۸۹ هجری قمری به امارت نشاندند. در همین سال چون ایلک خان به بخارا آمد بکتوزن را نیز با سایر امرا و رجال و شاهزادگان سامانی گرفت و به اوزکند فرستاد و وی هم در حبس درگذشت.