بوشگان

لغت نامه دهخدا

بوشگان. ( اِخ ). یکی از دهستان های نه گانه بخش خورموج شهرستان بوشهر است که از شمال به ارتفاعات بزپر و کوه گیسگان و سرمشهد و از خاور به ارتفاعات والان و خراشیند و از جنوب به کوههای درویش و دار و رئیس غلام و شنبه و از باختر بدهستان حومه خورموج و بخش اهرم محدود میشود. این دهستان در شمال خاوری بخش، واقع شده و رودخانه دشت پلنگ از وسط آن می گذرد. سیزده آبادی، دهستان مزبور را تشکیل میدهد و مجموعاً دارای 600 تن سکنه است و قراء مهم آن عبارتند از: طلعه. فاریاب. کلمه. دهرود علیا و سفلی. تنگ درم. ارغون. مرکز دهستان، قریه بوشگان میباشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
بوشگان. ( اِخ ) نام مرکزی از دهستان بوشگان، بخش خورموج است که در شهرستان بوشهر واقع است. دارای 245تن سکنه میباشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

نام مرکزی از دهستان بوشگان بخش خورموج است که در شهرستان بوشهر واقع است.

جمله سازی با بوشگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مناطق قشلاقی قشقائیان به‌طور مشخص در جنوب شرقی از ناحیه هرم و خنج شروع می‌شود و نواحی قیر و کارزین، افزراربعه، سیمکان، میمند، فیروزآباد خواجه‌ای، فراشبند، بوشگان، قسمتی از جره و سپس در ناحیه جنوب غربی استان فارس نواحی شاپور ماهور در استان کهگیلویه و بویراحمد اطراف دو گنبدان و در استان بوشهر لیراوی را دربرمی‌گیرند.

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز