لغت نامه دهخدا
به شدگی. [ ب ِه ْ ش ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت نقاهت مریض و شفای آن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ماده بعد شود.
به شدگی. [ ب ِه ْ ش ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت نقاهت مریض و شفای آن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ماده بعد شود.
حالت نقاهت مریض و شفای آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گدار به ناچار از ارتهٔ درآوردن Improvisation به آوند چاره ای برای پشت کردن به شده گرایی سینمایی cinematic realism بهره میگیرد تا به شدگی وفادار ماند؛ و از این روست که او از ارتههای ناآشنا برای نمایاندن شدگی یاری میجوید. گدار دربارهٔ فیلم «گذران زندگی» گفتهاست شده گرایی (realism) هیچگاه به درستی شدگی (reality) نمیتواند باشد، شدگی سینما به ناچار ساختگی ست… من در این فیلم نمیخواستم جلوههایی برازنده elegant effects داشته باشم، من هیچ جلوه ویژه ای را جستجو نمیکردم. این فیلم از چندین بسته درست شده. شما تنها این بستهها را میگیرید و کنار همدیگر میچینید. مهم این است که در نخستین تلاش بستههای درست را برگزینید. به بهترین بیان من تمایل داشتم آنچه را که در فیلم میخواستم در همان دم آغاز بدون نیاز به تکرار بیابم. اگر تکرار نیاز میشد کار من نادرست بود. در دم یابی همان بخت آزمایی است و همچنین آن برابر با گونگی فرجامین فیلم است؛ و من میخواستم این بود که به یاری بخت به گون فرجامین دست یابم"
💡 به نوشته کریدل در ۱۹۸۰؛ هنوز هیچکس در سینما فیلمی مدرن تر از آن نساختهاست" و به نوشتهٔ ریچارد رود در میان همه کارگردانان فرانسوی این گدارست که برای پافشاری و باورش به شدگی (reality) متمایز میشود.