واژه «بلسام» در متون کهن فارسی و عربی به صورت معادل یا نزدیک به «برسام» به کار رفته و به یک بیماری التهابی و حاد در ناحیه سینه اشاره دارد. این بیماری در طب سنتی به عنوان نوعی التهاب شدید در اندامهای درونی سینه توصیف میشده که با درد، تب و اختلال در وضعیت عمومی بدن همراه بوده است. در برخی منابع، بلسام یا برسام به عنوان ورمی معرفی شده که در ناحیه میان اندامهای حیاتی مانند کبد و قلب یا پردههای درونی سینه ایجاد میشود. این حالت بیماری معمولاً با علائمی مانند هذیان، تب شدید و ناآرامی ذهنی در بیمار همراه دانسته شده است. پزشکان سنتی این عارضه را از بیماریهای جدی و خطرناک به شمار میآوردند که نیازمند مراقبت فوری و درمان دقیق بوده است. در تبیین واژه، برخی آن را ترکیبی از واژههایی دانستهاند که به طور نمادین به «سینه» و «بیماری یا آماس» اشاره دارند و از همین جهت نامگذاری شده است. در متون پزشکی قدیم، این بیماری گاه با مفاهیمی مانند ذاتالجنب نیز هممعنا یا نزدیک دانسته شده و در توصیفهای بالینی مشابه به کار رفته است. کاربرد واژه بلسام در ادبیات نیز گاه به صورت استعاری برای بیان شدت بیماری، آشفتگی ذهن یا وضعیت بحرانی جسم انسان دیده میشود. این اصطلاح در تاریخ پزشکی سنتی، جایگاه مهمی در طبقهبندی بیماریهای التهابی ناحیه سینه داشته و مورد توجه پزشکان بزرگی قرار گرفته است. در مجموع، بلسام یا برسام به معنای نوعی التهاب حاد و خطرناک در ناحیه سینه است که در طب سنتی با علائم شدید جسمی و ذهنی شناخته میشده است.
بلسام
لغت نامه دهخدا
بلسام. [ ب ِ ] ( ع اِ ) برسام. ( منتهی الارب ). برسام، که علت و مرض مشهوری است. ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ). رجوع به برسام شود.