بزیعیه

لغت نامه دهخدا

بزیعیه. [ ب َ عی ی َ ] ( اِخ ) صنفی از فرقه غالیه منسوب به بزیعبن یونس. ( مفاتیح از یادداشت دهخدا ). بزیغیه. رجوع به بزیغیه شود.

جمله سازی با بزیعیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غالیان به ائمه جنبه ربوبی می‌دادند یا شایع کردند که به ائمه وحی می‌شود. صادق برای مقابله با این جریان، ضمن اینکه از شیعیانش خواست با آنها نشست و برخاست نکنند، از اصحابش خواست کتاب خدا را میزان درست و نادرست احادیث قرار دهند. صادق حتی در مواردی غالیان را تکفیر کرد. دادن حکم قتل ابوالخطاب از جمله این موارد بود. دربارهٔ یکی از غالیان به نام مغیره از صادق روایت شده‌است که می‌گفت، مغیره کتاب‌هایی که اصحاب پدرم می‌نوشتند، به بهانه خواندن به خانه می‌برد و احادیثی در کفر و زنادقه به آنها می‌افزود و به پدرم نسبت می‌داد و دوباره به آنها برمی‌گرداند. برخی غالیان به ائمه جنبه خدایی می‌دادند تا خودشان را پیامبران آنها معرفی کنند. از جمله آنها مفضل بن عمر بود که عده ای او را بابِ صادق می‌دانستند. اعتقادی که بعداً توسط عدهٔ کثیری از شیعیان جدی گرفته شد. عده ای از شیعیانِ صادق که ناووسیه خوانده می‌شدند، به معنای اصطلاحی، غالی نبودند اما اعتقاد داشتند صادق از دنیا نرفته‌است و در آخرالزمان به عنوان مهدی ظهور خواهد کرد. از جمله غالیانی که به صادق نسبت الوهیت می‌دادند، خطابیه، بزیعیه، سریّه، عجلیه و مفضلیه را می‌توان نام برد.

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز