بد مزاجی
مترادفها
تندخویی، بدخلقی
متضادها
خوشخلقی
لغت نامه دهخدا
بدمزاجی. [ ب َ م َ ] ( حامص مرکب ) بدخویی و تندخویی و کژخلقی. ( از ناظم الاطباء ). || ترشرویی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
۱ - تندخویی کج خلقی. ۲ - ترشرویی عبوس.
جمله سازی با بد مزاجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ملنگ پس از کنسرت اخیر در پاریس با بد مزاجی روبرو گردید و مرگ او ناشی از یک سرطان پیشرفته که تا همان هنگام تشخیص نشده بود، فرا رسید.
💡 مدیر جدید شرکت به دلیل بد مزاجی و رفتارهای تند و تیز خود، باعث ایجاد فضای بسیار سنگین و استرسزایی در میان کارکنان شده است.
💡 او معمولاً در ساعات اولیه صبح به دلیل کمخوابی دچار بد مزاجی میشود و ممکن است با اطرافیان خود با لحنی نامناسب صحبت کند.
💡 نباید اجازه دهیم که بد مزاجیهای گذرا و خشمهای لحظهای، باعث تخریب روابط عاطفی و دوستانه ما با افراد عزیز در زندگیمان شود.