بد مزاجی

لغت نامه دهخدا

بدمزاجی. [ ب َ م َ ] ( حامص مرکب ) بدخویی و تندخویی و کژخلقی. ( از ناظم الاطباء ). || ترشرویی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

۱ - تندخویی کج خلقی. ۲ - ترشرویی عبوس.

جمله سازی با بد مزاجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ملنگ پس از کنسرت اخیر در پاریس با بد مزاجی روبرو گردید و مرگ او ناشی از یک سرطان پیشرفته که تا همان هنگام تشخیص نشده بود، فرا رسید.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز