بخاک سپردن

لغت نامه دهخدا

بخاک سپردن. [ ب ِ س ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) پنهان کردن در خاک. زیر خاک نهفتن. || به گور سپردن. خاک کردن کسی را پس از مرگ. دفن کردن مرده. ( ناظم الاطباء ). مدفون ساختن. چال کردن. به قبر گذاشتن.

فرهنگ فارسی

پنهان کردن در خاک زیر خاک نهفتن.

جمله سازی با بخاک سپردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هیچ‌یک از یورش‌های ارتش اتحادیه برای پیشروی به هسته اصلی و فروریختن مرکز سپاه کنفدراسیون به اندازه بسنده نبود. در حالی که بخش بزرگ از ارتش اتحادیه طبق صلاحدید سرلشکر مک‌کللن وارد نبرد نشدند. باوجود اینکه تلفات نبرد به نزدیکی بیست و سه هزار تن می‌رسید، اما هر دو طرف تا غروب آفتاب با سرسختی موقعیت و سنگر خود را نگه داشته بودند. روز بعد، در ۱۸ سپتامبر نیروهای جنوبی به یافتن زخمی‌ها و بخاک سپردن کشته شدگان خودی پرداختند. ارتش ژنرال لی شبانه از رود پوتوماک گذر کرد و به سمت ویرجینیا عقب‌نشینی کرد. بدین ترتیب نخستین تهاجم ژنرال لی به سوی شمال به پایان رسید. بازگشت ژنرال لی به سمت ویرجینیا این فرصت را به رئیس‌جمهور آمریکا آبراهام لینکولن فراهم کرد تا برای صدور اعلامیه آزادی بردگان خودش زمینه چینی‌های لازم را انجام دهد. اکنون وی در جنگ دو هدف را دنبال می‌کرد. یکی همبستگی میان ایالت‌های شمالی (اتحادیه) و دیگری پایان دادن به مسئله برده داری.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز