بجله

لغت نامه دهخدا

( بجلة ) بجلة. [ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) درخت ریزه. ج، بجلات. || هیأت نیکو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ( اِخ ) بطنی است از قبیله سلیم و به این معنی بدون الف و لام آید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
بجلة. [ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) غده شانکر. غده ای که در عضو تناسلی برآید. ( از دزی ج 1 ص 51 ).

فرهنگ فارسی

غده شانکر غده ای که در عضو تناسلی بر آید.

جمله سازی با بجله

💡 عبداللّه بن خالد گويد: روزى با اميرالمؤمنين عليه السّلام بودم كه حضرت از كوفهخارج شده به زمين رسيديم كه آنرا نخله (يا بجله ) مى گفتند در دو فرسخى كوفه.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز