باینجور
متضادها
آنجور
لغت نامه دهخدا
باینجور. [ ] ( اِخ ) به روایت ابن بلخی او فرزند مازبدبن بنمور ( ؟ ) بن دلیر قد ( ؟ ) بن اوتکدسب بن ویونجهان بن... ساسان بن بهمن. و جد کسری خرمازبن ارسلان از سلاطین اواخر دوره ساسانی بود که یک سال و پنج ماه بعد از اردشیر پسر شیرویه سلطنت کرد و پس از او سلطنت به کسری پسر قباد و سپس به بوراندخت دختر خسروپرویز رسید. و رجوع به فارسنامه ابن البلخی ص 24 شود.
جمله سازی با باینجور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 من هرگز فکر نمیکردم که باینجور اتفاقات ناگهانی و غیرمنتظره در زندگی روزمره خود مواجه شوم که تمام برنامههای قبلی من را به هم بریزد.
💡 اگر میخواهی در آینده موفق شوی، نباید باینجور رفتارهای کودکانه و بیملاحظه با دوستان و نزدیکان خود در محیطهای اجتماعی و کاری برخورد کنی.
💡 معمولاً افراد وقتی باینجور مشکلات پیچیده و دشوار روبرو میشوند، سعی میکنند با صبر و حوصله و تفکر منطقی راهی برای حل آنها پیدا کنند.