بانیه

لغت نامه دهخدا

( بانیة ) بانیة. [ ی َ ] ( ع ص ) ( قوس... ) کمانی که به وترش بچسبد و این عیب کمان است. ( از تاج العروس ). کمان سخت که زه آن به نهایت متصل به وی باشد. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و آن را قوس بانلة نیز گویند. ( تاج العروس ).

فرهنگ اسم ها

اسم: بانیه (دختر) (عربی) (تلفظ: bāniye) (فارسی: بانیه) (انگلیسی: baniye)
معنی: بنا کننده، مؤسس، بنیانگذار

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] بآنیه. ریشه کلمه:
انی (۸ بار)ب (۲۶۴۹ بار)
«آنِیَة» از مادّه «انی» جمع «اناء» به معنای هرگونه ظرف است، «آنِیَة» مؤنث «آنی» از مادّه «أُنِیّ» (بر وزن حُلِیّ)، به معنای تأخیر افکندن است، و برای بیان فرا رسیدن وقتِ چیزی آورده می شود، و در سوره «غاشیه» به معنای آب سوزانی است که حرارتش به منتها درجه رسیده است.
ظرف. جمع آن آنیه است ظرفهائی از نقره بر آنها گردانده می‏شود.

جمله سازی با بانیه

💡 رئیس شورای امنیت سازمان ملل طی بانیه‌ای پس از تصویب این قطعنامه، اعلام نگرانی کرد که این قطعنامه اجرایی نگردد یا مورد پذیرش طرفین قرار نگیرد. ایران نیز این بیانیه را همچون قطعنامه، رد کرد.

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز