بازیکر
مترادفها
بازیگر، هنرپیشه
لغت نامه دهخدا
بازیکر. [ ] ( اِخ ) بازیکر الهندی. نام طبیبی است که یحیی بن خالد از هندوستان دعوت کرد. رجوع به البیان و التبیین جاحظ، ج 1 ص 90 شود.
فرهنگ فارسی
نام طبیبی است از هند
جمله سازی با بازیکر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روسالیند راسل دومین بازیگری است که توانسته سه بار گلدن گلوب دریافت نماید وی قبل از این بار برنده بهترین بازیگر نقش اول زن شده بود. و وی اولین بازیگری است که دو بار برای بهترین بازیگر زن ئ یکبار برای بهترین بازیکر مکمل گوی زرین را تصاحب کردهاست
💡 کو هه سون (به کرهای:구혜선)؛ زادهٔ ۹ نوامبر ۱۹۸۴) بازیکر و خواننده اهل کره جنوبی است. او به خاطر بازی در نقش گوم جاندی در مجموعه تلویزیونی پسران فراتر از گلها مشهور شده است.