بارافکن

لغت نامه دهخدا

بارافکن. [ اَ ک َ ] ( اِ مرکب ) بارافگن. لفظاً صفت فاعلی است ولی بمعنی محل نهادن بار و جایگاه خالی کردن بار باشد. طالب آملی گوید:
گلزار عیش و لاله ستان نشاط را
بارافکن قوافل عیش این مشام بود.( از آنندراج ).رجوع به بارانداز شود. || فروکش شدن. ( غیاث ). محل فروکش کردن. || مقام گزیدن. ( غیاث ). رجوع به بارانداز شود.

فرهنگ عمید

= بارانداز

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آنکه بار را بر زمین نهد. ۲ - محل فرو نهادن بار جایگاه خالی کردن بار. ۳ - محل فرو کش کردن مقام.

جمله سازی با بارافکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو کز خواب گران در عین ره سنگ نشان گشتی اگر بارافکنی در دامن منزل چه خواهی شد؟

آسپیران یعنی چه؟
آسپیران یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز