بابل پشت
لغت نامه دهخدا
بابل پشت. [ ب ُ پ ُ ] ( اِخ ) یکی از نواحی مشهدسر. ( سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 116 قسمت انگلیسی چ قاهره 1342 هَ. ق. ). دهی از دهستان پازوار بخش بابلسر شهرستان بابل در 3هزارگزی جنوب بابلسر، کنار شوسه بابل به بابلسر. دشت، معتدل مرطوب، مالاریائی. دارای 515 تن سکنه. آب آن از چاه است. محصول آن صیفی، پنبه، غلات، کنجد و شغل اهالی زراعت است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
جمله سازی با بابل پشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر بابلسر در گذشته مشهدسر نامیده میشد. مشهدسر یکی از بندرهای طبرستان محسوب میشد. ظهیرالدین مرعشی چندین بار از مشهدسر (بابلسر) و قلعههای آن سخن به میان آوردهاست. مکنزی در اشاره به شهر و بازار و اطراف مشهدسر، دهکده میربازار را که سه شنبهها محل برگزاری بازار است، در جنوب مشهدسر دانستهاست. ناصرالدین شاه در سفرنامه خود در توصیف این شهر به پل چوبی بسیار طویلی روی بابلرود و نیز کاروان سرایی اشاره کرده که به دستور وی در آنجا ساخته شده و تجار روسی که با ساری، بارفروش (بابل) و شاهرود تجارت میکردند، در آن مستقر بودند. اعتمادالسلطنه آبادی مشهدسر (بابلسر) را شمال بارفروش (بابل) و در ربع فرسخی دریا میداند و شمار خوانوارهای مشهدسر را دویست خانوار ثبت کردهاست. بابلسر در زمان قاجار بندر تجاری محسوب میشد که دارای پنج محله به نامهای صوفی محله، بازار محله، بابل پشت، باغ تنگه و کاله بود.