لغت نامه دهخدا
باباقوری. ( ص مرکب ) رجوع به باباقری و باباغری و باباغوری شود.
باباقوری. ( ص مرکب ) رجوع به باباقری و باباغری و باباغوری شود.
( اسم ) ۱ - قسمی کوری که چشم گوسفند مرده شود یعنی بزرگتراز حد عادی گردد. ۲ - کسی که تخم چشم او بر آمده و نفرت انگیز بود و او را شوم دانند. ۳ - کور نابینا. ۴ - قسمی مهر. مدور سیاه و سفید که برای دفع چشم زخم بر کودکان آویزند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با گذشت زمان، در ایران نیز توجه به این سنگها بیشتر شده و با توجه به وجود معادن فیروزه و عقیق در ایران، این دو سنگ در ایران بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاست. از آنجایی که در زمانهای گذشته امکان ساخت سنگهای قیمتی مصنوعی (سنتاتیک) وجود نداشته، گوهرشناسی در گذشته به صورت نامگذاری بر روی گوهرهای موجود مانند الماس و یاقوت و زمرد و زبرجد و عقیق و فیروزه و لعل و… انجام میگرفت. به عنوان مثال، یاقوت سرخ، یاقوت کبود، عقیق شجر، عقیق سلیمانی، عقیق بابا قوری و … در این دسته نامگذاریها قرار میگیرند. کتاب «تنسوخ نامه ایلخانی» نوشتهٔ خواجه نصیرالدین طوسی در قرن هفتم هجری از اولین کتابهای گوهرشناسی دنیا نیز میباشد.