اوداء

لغت نامه دهخدا

اوداء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ وادی. || ( ص )مؤنث آوَد یعنی کج. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اوداء. [ اَ وِدْ دا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ودید. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). محبان و دوستداران. ( از اقرب الموارد ). دوست دارندگان. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). || ج ِ وَدّ. ( منتهی الارب ). رجوع به «ود» و «ودید» شود.

جمله سازی با اوداء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اى كاش مى فهميديم كه گرگ ها بر ما هجوم آورده اند و دارند ما را مى خورند!ما بايدبه كفار سوء ظن داشته باشيم و با آن ها اوداء و اخلاء(354)نباشيم، و از حقشانبترسيم چه برسد به باطلشان؛ زيرا آنان حق را تور و وسيله ى صيد و شكار ما قرارمى دهند. خدا كند بفهميم كه صلاح دين و دنياى ما تمسك به انبيا و اوليا - عليهم السلام -است، و جدايى از آن ها به صلاح دين و دنياى ما نيست، و اين كه كفار بعد از گرفتن دينما، دنياى ما را هم از دست ما مى گيرند.