اواصل

مترادف‌ها

ریشه‌ها، مبادی، ابتداها

لغت نامه دهخدا

اواصل. [ اَ ص ِ ] ( ع ص ) ج ِ واصل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به واصل شود. || ج ِ واصلة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به واصلة شود.

جمله سازی با اواصل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پرسيدم از چه كسى شكايت دارى ؟ گفت: دختر برادرم، دستور دادم او را احضار كردند؛وقتى آمد، زنى بسيار زيبا و خوش اندام بود، علت شكايت را پرسيدم و اواصل قضيه را به اين ترتيب تعريف كرد:

💡 بنابرين به تعبيرى او متن و خلق شرح او است و به تعبيرى اواصل است و عالم فرع او

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران