لغت نامه دهخدا
انهاد. [ اِ ] ( ع مص ) بزرگ شمردن یا بزرگ کردن هدیه را. || پر کردن آوند و حوض و جز آن را یا نزدیک پری رسانیدن آنرا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). پر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
انهاد. [ اِ ] ( ع مص ) بزرگ شمردن یا بزرگ کردن هدیه را. || پر کردن آوند و حوض و جز آن را یا نزدیک پری رسانیدن آنرا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). پر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (سپيدى صبح از كرانه آسمان شكفت و آسمان دنيا جامه سياهى شب و انهاد.