لغت نامه دهخدا
انغمار. [ اِ غ ِ ] ( ع مص ) در آب فرورفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). به آب فرورفتن. اغتماس. ( از اقرب الموارد ). به آب فروشدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ).
انغمار. [ اِ غ ِ ] ( ع مص ) در آب فرورفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). به آب فرورفتن. اغتماس. ( از اقرب الموارد ). به آب فروشدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ).
(اِ غِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - به آب فرو شدن. ۲ - فرو رفتن در کاری.
۱ - ( مصدر ) باب فرو شدن. ۲ - فرو رفتن در کاری. ۳ - ( اسم ) فرو رفتگی.
در آب فرو رفتن. اغتماس به آب فرو شدن.
به آب فرو شدن.
فرو رفتن در کا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين انغمار و فرو رفتن در جهل و بيخبرى به آنها اجازه نمى دهد كه اين حقايق
💡 بارالها!ما را از اين غفلت و خودخواهى نجات ده ودل ما را از اين اسارت به شهوات و انغمار در لذات بيرون آور.