لغت نامه دهخدا
اندوهناکی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) غمناکی. غمگینی. ملالت. ( از ناظم الاطباء ). غرض. ( از منتهی الارب ).
اندوهناکی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) غمناکی. غمگینی. ملالت. ( از ناظم الاطباء ). غرض. ( از منتهی الارب ).
غمناکی غمگینی اندوهگینی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوشتههای استاندارد کلیسای عیسی مسیح قدیسین روزهای آخر (کلیسای LDS) میگوید همانطور که در کتاب مقدس بیان شدهاست مسیح باز خواهد گشت، آنها همچنین میگویند. هنگامی که ناجی دوباره بیاید، او با قدرت و جلال خواهد آمد تا زمین را به عنوان پادشاهی خود تصرف کند. آمدن دوم او آغاز هزاره را رقم خواهد زد. قیام دوباره او برای ستمکاران زمان ترسناک و اندوهناکی خواهد بود، اما برای نیکان روز آرامش است.
💡 وابیسابی زیبایی پنهان در اشیاء و پدیدههای ناکامل، ناقص، ناتمام و ناپایدار است. زیبایی آثار و اشیایی که بیجهت تظاهر به شکوه و جلال نمیکنند و متواضع و فروتناند؛ مثل زیباییای که میتوان در یک ظرف سفالی شکسته یا در مشتی برگ خشک خزانزده دید. وابیسابی زیباییِ کشف کردن و حس کردنِ ژرفا و غنا در چیزهای ساده و لذت بردن از زندگی در انزوا و تنهایی و سکوت است. وابیسابی حساسیتی زیباشناختی است که داشتن آن موجب میشود انسان زیباییِ اندوهناکی در ناپایدار بودن همه چیز احساس کند. این نگاه در علاقه به چیزهای مستعمل و قدیمی و فرسوده، علاقه به چیزهای کوچک و ساده و گذرا، علاقه به چیزهای ناکامل و کمالنیافته و علاقه به آثار ناقص و ناتمام و حتی خراب شده تجلی مییابد.