الماس بار

لغت نامه دهخدا

الماس بار. [ اَ ] ( نف مرکب ) کنایه از اشکبار:
نیست مرا آهنی بابت الماس او
دیده خاقانی است لاجرم الماس بار.خاقانی.تا مژه خصم تو شیفته گوهر کند
ابر شود همچو برق بر سر الماس بار.خاقانی.

فرهنگ فارسی

کنایه از اشکبار

جمله سازی با الماس بار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست مرا آهنی بابت الماس او دیدهٔ خاقانی است لاجرم الماس بار

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز