الزم. [ اَ زَ ] ( ع ن تف ) لازم تر.( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). واجب تر: این کار الزم است. || لازم گیرنده تر. چسبنده تر. ثابت تر. ثابت قدم تر. رهانکننده: ابوسعید اجمع لشمل العلم... و الزم للجادة الوسطی فی الدین و الخلق. ( یاقوت،ذیل ترجمه حسن بن عبداﷲ سیرافی مکنی به ابوسعید ).
- امثال:
الزم للمرء من احدی طبائعه.
الزم للمرء من ظله.
الزم من ابن قرصع.
الزم من الذنب.
الزم من الیمین للشمال.
الزم من شعرات القص.
الزم. [ اَ زَ ] ( اِخ ) از دیههای لاریجان و چراگاه است. ( از مازندران و استراباد رابینو ص 114 و ترجمه همین کتاب ص 154 ).
۱. لازم تر، واجب تر، بایسته تر.
۲. لازم ترین.
لازمتر، واجب تر، بایسته تر
( صفت ) بایسته تر دربای تر.
از دیه های لاریجان و چراگاه است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو شیر حقی و من مدح خوان تو زکرم مرا سپار تو بر صاحب الزمان امروز
💡 يكى از آنها آن است كه من روايت مى كنم آن را به نحو مناوله از مولاى ما، صاحب الزمان وخليفه رحمن صلوات اللّه عليه در خوابى طولانى....الخ )
💡 پس رفيقم به من گفت: (او واللّه صاحب الزمان صلوات الله عليه است.)
💡 یا صاحب الزمان به درآ از خفا که خلق تا حد ناف جامه صورت فرو درید
💡 چنان که دوشم بیزحمت کبوتر و پیک رسید نامهٔ صدر الزمان به دست صبا
💡 پايگاه عشق و دلسوختگان فراق، منزلگاه كاروانيان اشتياق، خلوتگاه مبتلايان درد و داغغيبت حضرت صاحب الزمان عليه السلام است.