لغت نامه دهخدا
اقاسم. [ اَ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ قِسْم، بمعنی بهره و نصیب. ( آنندراج ). رجوع به قِسْم شود. || ج ِ اقسومة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اقسومة شود.
اقاسم. [ اَ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ قِسْم، بمعنی بهره و نصیب. ( آنندراج ). رجوع به قِسْم شود. || ج ِ اقسومة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اقسومة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله 9 - اقاسم سه گانه عمد و خطا و عمد شبيه به خطاهمانطور كه در قتل جريان دارد در اعضاء نيز جريان دارد، پس زخمى كردن و نقص عضووارد آوردن نيز عمدى و خطائى و شبه عمدى دارد.