لغت نامه دهخدا
( افنیة ) افنیة. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ فِناء، بمعنی گرداگرد و پیشگاه فراخ سرای. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
( افنیة ) افنیة. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ فِناء، بمعنی گرداگرد و پیشگاه فراخ سرای. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جمع فنائ به معنی جلوخان، پیشگاه خانه، آستانه
جمع فنائ گردا گرد و پیشگاه فراخ سرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جادوگر مادر و رئیس جادوگرهای وندورنی. قول داده بود جادوگرها هیچوقت به مردم قلعه حمله نکنند چون سیلاس زمانی زندگیاش را نجات داده بود. اما وقتی در معاملهای با افنیه گرب، جینا را به دست نمیآورد قولش را میشکند. او سه بار سعی میکند تا جینا را بدزدد اما ناکام میماند.