افلاذ

مترادف‌ها

فرزندان، اولاد، بچه‌ها

لغت نامه دهخدا

افلاذ. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ فِلْذ، بمعنی جگرشتر. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ج ِ فِلْذة، بمعنی پاره ای از جگر و گوشت و مال از سیم و زر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): و پسران ایشانرا بمحل اولاد بل بمنزلت افلاذ اکبادند. ( جهانگشای جوینی ). || افلاذالارض؛ گنجها ودفاین آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با افلاذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عده سپاهيان دشمن، نهصد و پنجاه مرد جنگى كه ششصد نفر آنان زره پوش بودند و صداست همراه داشتند. در اين جنگ نوع اشراف و مهتران قريش شركت داشتندرسول خدا(ص ) به ياران خويش فرمود: هذه مكه قد القت اليكم افلاذ كبدها؛ اين مكهاست كه جگر گوشه هاى خويش را جلوى شما افكنده است.

💡 مادران همواره می‌گویند که فرزندانشان افلاذ جگرشان هستند و برای حفظ سلامت و شادی آن‌ها هر تلاشی را در زندگی خود انجام می‌دهند.

💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، از واژه افلاذ برای اشاره به بخش‌های بسیار عزیز و گران‌بها از وجود انسان، به ویژه فرزندان، به وفور استفاده شده است.

💡 هیچ والدینی دوست ندارند که ببینند افلاذ جگرشان در مسیر زندگی با سختی‌ها و مشکلات بزرگی روبرو می‌شوند که توان ایستادگی در برابر آن‌ها را ندارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران