افعا
مترادفها
مارها، افعیها
لغت نامه دهخدا
افعا. [ اَ ] ( ع اِ ) بوی مطبوع. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بوی مطبوع
جمله سازی با افعا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بباید ساخت هر کس را به رتبت با نصیب خود خضر را چشمه ای داد و کلیم الله را افعا