بوی افزا
مترادفها
خوشبو، معطر
لغت نامه دهخدا
بوی افزا. [ اَ ] ( اِ مرکب ) بوزار و ادویه ای که در طعامهاداخل کنند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بوی افزار شود.
فرهنگ فارسی
بوزار و ادویه که در طعامها داخل کنند
جمله سازی با بوی افزا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو روشن گشت انجام دل افزای بدیدی هر چه بودی در همه جای
💡 یکی ره گذر کن به ایران دیار که بینی یکی هیبت افزا مزار
💡 به عالی مژدههای به هجت افزا که میکندند کوه طاقت از جا
💡 چشمه ی نوشست یا کان نمک یا جام می یا زلال خضر یا مرجان جان افزای دوست
💡 باده در دور غمت بسکه نشاط افزا نیست پنبه را نیز سر همدمی مینا نیست
💡 ماتم آرا مویه گر دیگر زنان نوحه افزا کودکان بر سر زنان