افراح

مترادف‌ها

شادی‌ها، خوشی‌ها، مسرت‌ها، جشن‌ها

متضادها

غم‌ها، اندوه‌ها، رنج‌ها، ماتم‌ها

لغت نامه دهخدا

افراح. [ اَ ]( ع اِ ) ج ِ فرح. شادیها. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
افراح. [ اِ ] ( ع مص ) شاد کردن. ( منتهی الارب ) ( از کنز بنقل غیاث اللغات ) ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || گران ساختن وام کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گران کردن کسی را به وام. ( المصادر زوزنی ). گران کردن وام کسی را. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

شاد کردن. یا گران ساختن وام کسی را

فرهنگ اسم ها

اسم: افراح (دختر) (عربی) (تلفظ: efrāh) (فارسی: اِفراح) (انگلیسی: efrah)
معنی: شاد کردن

جمله سازی با افراح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ساقیا جرعه های غیب بریز بر سر خاکیان نمی افراح

💡 از آن شراب که از دل همی بَرَد احزان از آن شراب که در جان درآورَد افراح

💡 در فرهنگ سنتی بسیاری از اقوام، برگزاری جشن‌های بزرگ و مراسم‌های مختلف برای تجلیل از افراح و شادی‌های انسانی، نقش مهمی در تقویت پیوندهای اجتماعی ایفا می‌کند.

💡 خانواده‌ها پس از اتمام دوران سخت کاری و مشکلات فراوان، همواره تلاش می‌کنند تا با برگزاری مهمانی‌های کوچک، لحظات افراح و خوشی‌های خود را با عزیزانشان تقسیم کنند.

💡 شاعران کلاسیک در اشعار خود همواره تلاش کرده‌اند تا با توصیف زیبایی‌های طبیعت، فضایی از افراح و شور و شوق را در ذهن خوانندگان و شنوندگان خلق کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران