افازه

لغت نامه دهخدا

( افازة ) افازة. [ اِ زَ ] ( ع مص ) فیروز گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فیروزی دادن. ( آنندراج ) ( مؤید الفضلاء ). پیروز کردن. ( المصادر زوزنی ). پیروز ساختن کسی را بر چیزی. ( از اقرب الموارد ). یقال: افازه اﷲ بکذا؛ فیروز گرداند خدای او را در چنین کاری. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || هلاک کردن. ( مؤید الفضلاء ). || رفتن. ( آنندراج ) ( مؤید الفضلاء ) ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

فیروز گردانیدن فیروزی دادن

جمله سازی با افازه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ب: عهد انسان با خدا از سنخ تكليف اعتبارى و تشريع است، ولى عهد خدا با انسان ازصنف حقيقت و تكوين است. از اين رو دامنه وفاى انسان به عهد تا زمان مرگ است و بعد ازآنكه ربقه تكليف منقطع مى شود، سخن از وفاى به عهد نيست، ولى وفاى خدا به عهدخود همچنان ادامه دارد؛ زيرا آخرت نيز مانند دنيا ظرف افاضه الهى و قلمرو افازه خدايىاست.

💡 قرآن كريم به منزله قانون اساسى علوم و معارف دينى است و رسالت چنين كتابىافاضه خطوط كلى دين و افازه اصول جامع آن است. اجتهاد در تفريع با استمداد ازتحليل هاى عقلى و استدلال هاى روايى و تاريخى برعهده پژوهشگران فنّان است. رشتهتاريخ از مهم ترين شعب علوم اسلامى است كه قرآن و سنّت معصومين عليه السلامبسيارى از مطالب آن را در بردارد و سير در آفاق و اقطار را براى بررسىعلل صعود و سقوط ملل و اقوام لازم مى داند.

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز