لغت نامه دهخدا
اعضاء تناسل. [ اَ ءِ ت َ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عبارتند از خصیتین و عروقی که نزدیک به آن است و قضیب. ( از بحر الجواهر ). فرج و رحم و متعلقات و ذکر و بیضه و وعاء منی. ( از ناظم الاطباء ).
اعضاء تناسل. [ اَ ءِ ت َ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عبارتند از خصیتین و عروقی که نزدیک به آن است و قضیب. ( از بحر الجواهر ). فرج و رحم و متعلقات و ذکر و بیضه و وعاء منی. ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از آنکه قربانیان آلوده میشدند، آنها را در مراحل گوناگون عفونت، زندهشکافی میکردند تا پیشرفت بیماری و اثرات آن را بر احشاء داخلی و اندام بیرونی بدن مشاهده کنند. آنچه بیشتر باعث سردرگمی میشود این است که در برخی اعترافاتِ زندانبانان، زنان را به روشنی، میزبانِ عفونت میکروبی سیفلیس قلمداد کردهاند، حتی با آنکه میدانستند، خودِ این زنان، با زور و اجبار مبتلا به سیفلیس شده بودند. نگهبانان زندان، اعضاء تناسلی زنان مبتلا به سیفلیس را «نونِ مربادار» مینامیدند.