لغت نامه دهخدا
اطلاه. [ اِطْ طِ ] ( ع مص ) اطلاع. ( از متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). آگاه شدن. || بالا برآمدن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). رجوع به اطلاع شود.
اطلاه. [ اِطْ طِ ] ( ع مص ) اطلاع. ( از متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). آگاه شدن. || بالا برآمدن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). رجوع به اطلاع شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جاییکه که استانداردها کافی نیستند، ممکن است برای به دست آوردن دانش و اطلاهات جدید در مورد دستگاههای مورد استفاده و پیکربندی آنها به ظرفیت یادگیری نیز نیاز باشد.