اصطفاف

لغت نامه دهخدا

اصطفاف. [ اِ طِ ] ( ع مص ) بصف ایستادن. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). صف بسته ایستادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). رسته شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). بصف و رجه ایستادن. صف بستن. به رژه ایستادن.

جمله سازی با اصطفاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عن ابى ذر عن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: انه قال: احب الكلام الى الله ما اصطفاف الله لملائكه: سبحان ربى و بحمده (او سبحانالله و بحمده ). (334)

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
مداوا یعنی چه؟
مداوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز