لغت نامه دهخدا
اسکندر پادوسپانی. [ اِ ک َ دَ رِ ] ( اِخ ) از خاندان پادوسپان ( 858 - 881 هَ. ق. ) در کجور مازندران حکومت داشت. ( التدوین فی جبال شروین ).
اسکندر پادوسپانی. [ اِ ک َ دَ رِ ] ( اِخ ) از خاندان پادوسپان ( 858 - 881 هَ. ق. ) در کجور مازندران حکومت داشت. ( التدوین فی جبال شروین ).
از خاندان پادوسپان در کجور مازندران حکومت می کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که کیا جلال[یادداشتها ۳] از ارکان حکومت فخرالدوله بود و وزارت داشت، کیا افراسیاب، رهبر خاندان چلاوی، حکومت لارجان را در دست داشت. فخرالدوله پس از مدتی دستور قتل کیا جلال را صادر کرد و جلالیان از او فاصله گرفتند و فخرالدوله به سوی چلاویان گرایش یافت. افراسیاب که برادر زن حسن باوندی نیز بود، به انتخاب او سپهسالار لشکر باوندیان شد. برگزیدن افراسیاب چلاوی به مقام سپهسالاری، قدرت او را به قدر زیادی افزایش میداد و این موجب نارضایتی بیشتر خاندان جلالیان گشت. آنها به جلالالدوله اسکندر (استاندار رویان و حاکم دودمان پادوسپانیان) پناه بردند و او را ترغیب کردند که با فخرالدوله بجنگد. حاکم پادوسپانی نیز با لشکر بزرگی به قلمرو باوندیان حمله کرد. فخرالدوله با دیدن لشکریان اسکندر پادوسپانی به ناتوانی ارتش خود در مقاومت در برابر دشمنانش پی برد و با رفتاری صلحآمیز جلالیان را به سمت خود مایل کرد و تلاش کرد تا دو خاندان محلی جلالی و چلاوی را آشتی دهد که این امر با ناخوشایندی افراسیاب چلاوی همراه شد.