اسفجین

لغت نامه دهخدا

اسفجین. [ اِ ف َ ] ( اِخ ) قریه ای بهمدان از روستای ونجر، و بدانجا مناره ای است ذات الحوافر که خبر آن در حرف حاء بیاید. ( معجم البلدان ).
اسفجین. [ اِ ف َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان زنجان، 2000 گزی باختر زنجان، 3000 گزی راه زنجان - تبریز. دامنه، معتدل، سکنه 528 تن. آب آن از چشمه، قنات. محصولات آن غلات، انگور، پنبه، مختصر برنج. شغل اهالی زراعت، مکاری و چوبداری. راه آن مالرو و در غیر بارندگی اتومبیل رو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ص 13 ).

جمله سازی با اسفجین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای سفر به این روستا دو راه وجود دارد یکی از جاده تبریز و گذر از روستاهای اسفجین و حاج آرش و آقبلاغ است که از زنجان ۵۵ کیلومتر است و راه دیگر نیز از جاده ماهنشان و روستای نصیرآباد ( ترپاخلی) عبور می کند که ۸۰ کیلومتر است و بیشتر در زمستان استفاده می شود که هردو آسفالت است. البته قله کوه دمیرلو از جاده دندی هم راه دارد. در واقع این روستا مرز بخش زنجانرود و ماهنشان و دهستان بوغدا کندی می باشد.

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز