استوار ساق

لغت نامه دهخدا

استوارساق. [ اُ ت ُ ] ( ص مرکب ) که ساق پای محکم دارد: هملّس؛ مرد استوارساق نیک تیزرو. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

که ساق پای محکم دارد

جمله سازی با استوار ساق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تاکی بنای ماتم و غم باشد استوار ساقی بگو بساط نشاطی بپا کنند

💡 این زندان به مدت ده سال (۱۳۵۲–۱۳۴۲) توسط استوار ساقی اداره می‌شد و زندانیان با اصطلاح دژ استوار ساقی از آن یاد می‌کردند. طبق اظهار نظر جواد منصوری، به خاطر ملایمت و بیطرفی استوار ساقی، گاهی به طنز زندان قزل قلعه را «هتل ساقی» (در قیاس با جهنم اوین به ریاست «استوار حسینی») می‌گفتند. در سال ۱۳۵۲ این زندان منحل و متروکه شد و کادر نظامی و اداری آن به زندان اوین منتقل شدند.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز