لغت نامه دهخدا
ارماش. [ اِ ] ( ع مص ) برگ برآوردن درخت. || شکافته شدن. || بسیار نگریستن بسستی و بر هم زدن چشم. || اندک اشک ریزه ریختن: اَرْمَش َ فی الدّمع؛ ای ارَش قلیلاً. ( منتهی الأرب ).
ارماش. [ اِ ] ( ع مص ) برگ برآوردن درخت. || شکافته شدن. || بسیار نگریستن بسستی و بر هم زدن چشم. || اندک اشک ریزه ریختن: اَرْمَش َ فی الدّمع؛ ای ارَش قلیلاً. ( منتهی الأرب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میهائلا ارماش (انگلیسی: Mihaela Armășescu؛ زادهٔ ۳ september ۱۹۶۳&#۱۶۰;(۱۹۶۳-۰۹-۰۳) (۶۱ سال)) ورزشکار روئینگ اهل رومانی است.