ارغل

لغت نامه دهخدا

ارغل. [ اَ غ َ ] ( ع ص ) ختنه ناکرده. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الأرب ). آن که او را ختنه نکرده باشند. اغرل. || درازخایه. ( منتهی الأرب ). || فراخ:عیش ارغل؛ زیستن فراخ. ( منتهی الأرب ). زیست فراخ.

جمله سازی با ارغل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هراکلیدس پونتیکوس (به یونانی: Ἡρακλείδης ὁ Ποντικός)؛ (حدود ۳۹۰–۳۱۰ پیش از میلاد) فیلسوف و ستاره‌شناس یونانی بود که در هراکلیا پونتیکا (که امروزه کارادنیز ارغلی در کشور ترکیه است) زندگی کرد و جان سپرد. او بیش از هر چیزی به دلیل این پیشنهاد که زمین به دور محور خویش از غرب به شرق هر ۲۴ ساعت یک بار می‌چرخد، شناخته می‌شود.

💡 در پی منازعاتی که بر سر قدرت روی داد و ظاهراً خرم در برانگیختن آن‌ها نقش داشت، سلیمان دستور قتل ابراهیم پاشا را صادر کرد و رستم پاشا، داماد خرم، را به جای او به مقام صدراعظمی منصوب نمود. در سال ۱۵۵۳ که جنگ علیه ایران آغاز شده بود و رستم پاشا فرماندهی کل سپاه را در این لشکرکشی بر عهده داشت، دسیسه‌چینی ضد مصطفی آغاز شد. رستم یکی از معتمدترین یاران سلطان را نزدش فرستاد تا به او گزارش دهد که چون سلیمان شخصاً در مقام فرماندهی سپاه قرار نگرفته‌است، سربازان ارتش به این فکر افتاده‌اند که زمان نشستن شاهزاده‌ای جوان بر تخت سلطنت فرا رسیده‌است و همزمان شایعاتی را پراکند که مصطفی واکنش مثبتی نسبت به این ایده نشان داده‌است. سلیمان که این ماجرا را باور کرده و به شدت برآشفته شده بود، در راه بازگشت از ایران در درهٔ ارغلی مصطفی را به چادرش احضار کرد و تصریح نمود که «او خواهد توانست خود را از اتهامات وارده مبری سازد و در این صورت دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد».

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز