ارساء

لغت نامه دهخدا

ارساء. [ اِ ] ( ع مص ) ایستادن بر جای. استوار شدن. ( منتهی الأرب ). || استوار کردن: و الجبال ارسیها ( قرآن 32/79 )؛ و کوهها را استوار کرد. ( تفسیر ابوالفتوح رازی چ 1 ج 5 ص 467 ). || بجای بداشتن. ( تاج المصادربیهقی ). بر جای بداشتن. ( زوزنی ). ثابت کردن. بر جای استوار کردن. بر جای ایستاده کردن ( چنانکه کشتی را ). ( منتهی الأرب ). لنگر زدن کشتی را. ( منتهی الأرب ) لنگر انداختن کشتی را یعنی در مرسی او را متوقف داشتن: و نحن ارسینا فی واد باسفلها. ( رحله ابن جبیر ).

جمله سازی با ارساء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعضى ديگر آن را (مجراها) - به ضمه ميم - خوانده - و آن را مصدر ميمى از بابافعال - و به معناى اجراء و سوق دادن و به پيش راندن كشتى گرفته اند و از كلمه(مرسا) مصدر ميمى - از باب افعال - و به معناى ارساء و مرادف آن است، و ارساء به معناى متوقف كردن و ثابت نگه داشتن كشتى است، و اين كلمه در جاى ديگر قرآن آمده، آنجاكه فرموده: (و الجبال أ رسيها).

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز