اردوگاه گردشگری
مترادفها
کمپ تفریحی
فرهنگستان زبان و ادب
{holiday camp} [گردشگری و جهانگردی] مجموعه ای اقامتگاهی که در آن انواع کلبه و کاروانک گردشگری را همراه با تسهیلاتی برای سرگرمی و خرید و پذیرایی در یک مکان در اختیار گردشگران قرار می دهند
ویکی واژه
مجموعهای اقامتگاهی که در آن انواع کلبه و کاروانک گردشگری را همراه با تسهیلاتی برای سرگرمی و خرید و پذیرایی در یک مکان در اختیار گردشگران قرار میدهند.
جمله سازی با اردوگاه گردشگری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت تصمیم گرفت برای بهبود کیفیت خدمات، تجهیزات جدیدی را به این اردوگاه گردشگری اضافه کند تا گردشگران تجربهای متفاوت داشته باشند.
💡 خانوادهها معمولاً در فصل تابستان برای گذراندن اوقات فراغت و تجربه طبیعت بکر، به این اردوگاه گردشگری در کوهستان مراجعه میکنند.
💡 برنامههای آموزشی و تفریحی متنوع در این اردوگاه گردشگری باعث شده است که کودکان و نوجوانان علاقهمند به فعالیتهای اجتماعی شوند.