ادب سنج
لغت نامه دهخدا
ادب سنج. [ اَ دَ س َ ] ( نف مرکب ) ادب آموز:
ولیک ای ادب سنج بازار و کوی
بجای اناالحق اناالعبد گوی.ملاطغری ( در تعریف اهل میخانه ).|| شاگرد. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( اسم صفت ) ۱ - ادب آموز معلم ادب. ۲ - شاگرد.
جمله سازی با ادب سنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تشریف ادب سنجی تعظیم نگاهت برپیکر ابروی بتان دوخته خم را