ادب طراز
مترادفها
باادب، مودب، با نزاکت
متضادها
بیادب، بدرفتار، بینزاکت
لغت نامه دهخدا
ادب طراز. [ اَ دَ طِ / طَ ] ( نف مرکب ) استاد. معلم:
یکچند ادب طراز دیرین
انگیخت حدیث تلخ و شیرین.فیضی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جای ادب ادب گاه.
جمله سازی با ادب طراز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ادب از بیم تو در لجه خون غوطه زند چون به مدحت لب جبریل شود وحی طراز