لغت نامه دهخدا
اخماد. [ اِ ] ( ع مص ) اخماد نار؛ آتش فرونشاندن. ( تاج المصادر بیهقی ). فروکشتن آتش. فرونشاندن زبانه آتش. || آرمیدن. خاموش شدن.
اخماد. [ اِ ] ( ع مص ) اخماد نار؛ آتش فرونشاندن. ( تاج المصادر بیهقی ). فروکشتن آتش. فرونشاندن زبانه آتش. || آرمیدن. خاموش شدن.
یا اخماد نار آتش فرو نشاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اللّهم اذل كل من ناراه و اهلك كل من عاداه و امكر بمن كاده واستاصل بمن جحد حقه و استهان بامره وسعى فى اطفاء نوره واراد اخماد ذكره.